السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

115

تفسير الميزان ( فارسي )

است ، و مىخواهد بفرمايد : افراد پليد همان پليدىها را دوست مىدارند ، و لياقت بيش از آن را ندارند آدم زناكار به خاطر خباثت و پليدى ذاتش جز به زنى مثل خود ميل نمىكند ، او از زنى خوشش مىآيد كه چون خودش زناكار و پليد ، و يا بدتر از خودش زنى مشرك و بى دين باشد و همچنين زن زناكار جز به مردى مثل خود متعفن و پليد ، و يا بدتر از خودش مشرك و بى دين تمايل ندارد . پس آيه شريفه در مقام بيان اعم اغلب است ، هم چنان كه در آيه ديگر از همين سوره فرموده : « الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ » « 1 » . يكى « 2 » ديگر اينكه مراد از آيه شريفه تقبيح اين گونه افراد است ، و معنايش اين است كه لايق به حال مرد زناكار اين است كه جز زن زناكار و يا بدتر از او را نگيرد و لايق به حال زن زناكار هم اين است كه جز به مرد زناكار و يا بدتر از او يعنى مشرك ، شوهر نكند و مراد از « نكاح عقد » نكاح و ازدواج مشروع است و جمله * ( « وَحُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ » ) * عطف است بر اول آيه ، و مراد اين است كه زنا بر مؤمنين حرام شده ، ( نه ازدواج با زناكار ) « 3 » . ولى اين دو وجه از اين رو صحيح نيستند كه با سياق آيه و مخصوصا با اتصال صدر و ذيل آن به يكديگر كه قبلا بدان اشاره رفت سازگار نيستند . وجه « 4 » سوم اينكه اصلا اين آيه شريفه نسخ شده ، و ناسخ آن آيه « وَأَنْكِحُوا الأَيامى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَإِمائِكُمْ » « 5 » است . جواب اين وجه هم اين است كه نسبت ميان آيه مورد بحث و اين آيه نسبت عموم و خصوص مطلق است ، يعنى اين آيه عام است و آيه مورد بحث آن را تخصيص زده ، فرموده : اينكه در آنجا به طور عموم گفتيم « دختران خود و صالحان از برده و كنيزان خود را همسر دهيد » مخصوص است به غير زناكاران مصر در زنا و در اين گونه موارد كه عامى بعد از خاص وارد مىشود آن را نسخ نمىكند . بله اگر هم بگوييم نسخ شده مناسبتر آن است كه بگوييم ناسخ آن ، آيه 221 سوره بقره است ، كه مىفرمايد :

--> ( 1 ) زنان پليد براى مردان پليد ، و مردان پليد براى زنان پليدند . سوره نور آيه 26 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 84 . ( 3 ) فرق بين اين دو وجه اين است كه وجه اول صرفا از تمايلات مرد و زن زناكار خبر مىدهد كه اين گونه افراد ، پليدند و وجه دومى وجهى است اخلاقى براى اجتناب از زنا « مترجم » . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 125 به نقل از سعيد بن مسيب . ( 5 ) سوره نور آيه 32 .